نوشته شده در تاریخ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 توسط محمد مختاری | نظرات ()
در 14 قرن گذشته، كتابی در منطقه جزیرة العرب در میان مردمانی كه جهل و
ظلمت بر آنها سایه افكنده بود؛ ظهور كرد و هر روز كه از عمر این كتاب
میگذشت مشتاقان آن بیشتر و معارف آن همچون چشمه زلالی جوشان بود. و امروزه
با این كه عصر تكنولوژی و صنعت و علم است باز هم كلام قرآن تازه و باطراوت
است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قرآن كریم خود را كتاب هدایتِ همهگانی و همیشهگی برای جامعهی بشری معرّفی كرده است « وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِكْری لِلْبَشَرِ»[1]، « إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ»[2]
كتابی جاودانه است كه پس از آن كتاب دیگری نه خواهد آمد. خدای سبحان در
معرّفی قرآن میفرماید: «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ
الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ
حَكِیمٍ حَمِیدٍ»[3] هرگز هیچ بطلانی در قرآن نفوذ نمیكند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 اسفند 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
«جهانی بودن دین اسلام» از ضروریات این آیین الهی است. اسلام، به منطقه
جغرافیایی خاصی محدود نیست و بر همین اساس، پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و
آله ـ به سران كشورهایی مانند: روم، ایران، مصر و... نامه نوشتند و همه را
به پذیرفتن دین اسلام دعوت كرده و از پیامدهای كفر، برحذر داشتند، اگر دین
اسلام، جهانی نبود، چنین دعوت عمومی انجام نمیگرفت و سایر اقوام و امتها
هم عذری برای عدم پذیرش میداشتند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 بهمن 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
درباره تأثیر سورهها و آیات قرآن، بر جسم و جان انسان و دیگر موجودات در دو عنوان مطرح میشود.
عنوان اوّل دربارة تأثیر قرآن در جسم انسان، شفا بودن آن، شفا یافتن قلب از صفات پست، شفا پیدا كردن جسم از امراض گوناگون و صعب العلاج، كسانی كه از قرآن و سورهها و آیاتش شفای دردهای خود را گرفتهاند، توسل به قرآن، شهادت و شفاعت آن و بینیازی مردم به واسطة آن بحث شده است.
عنوان اوّل دربارة تأثیر قرآن در جسم انسان، شفا بودن آن، شفا یافتن قلب از صفات پست، شفا پیدا كردن جسم از امراض گوناگون و صعب العلاج، كسانی كه از قرآن و سورهها و آیاتش شفای دردهای خود را گرفتهاند، توسل به قرآن، شهادت و شفاعت آن و بینیازی مردم به واسطة آن بحث شده است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 دی 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قرآن كریم خود را كتاب هدایتِ همهگانی و همیشهگی برای جامعهی بشری معرّفی كرده است « وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِكْری لِلْبَشَرِ»[1]، « إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمِینَ»[2]
كتابی جاودانه است كه پس از آن كتاب دیگری نه خواهد آمد. خدای سبحان در
معرّفی قرآن میفرماید: «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ
الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ
حَكِیمٍ حَمِیدٍ»[3]
هرگز هیچ بطلانی در قرآن نفوذ نمیكند. نه از درون به زوال میگراید و
عمرش به پایان میرسد و نه از بیرون عاملی میتواند آن را ابطال كرده از
پای درآورد.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 آبان 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قسمت اول
اسلام دین اندیشه و تفكر، و قرآن كتاب خرد، اندیشه و تعقل و عمل است، هر انسانی كه كمترین اطلاعی از قرآن داشته باشد و یك نگاه اجمالی به آن نموده باشد، این مطلب را به خوبی در مییابد كه هیچ صفحه از صفحات قرآن نیست كه در آن از اندیشه، فكر،تعقل، تدبر، دقت و عبرت و ... هم چنین عمل و رفتار، سعی و تلاش سخن یا سخنانی به میان نیامده باشد.
اسلام دین اندیشه و تفكر، و قرآن كتاب خرد، اندیشه و تعقل و عمل است، هر انسانی كه كمترین اطلاعی از قرآن داشته باشد و یك نگاه اجمالی به آن نموده باشد، این مطلب را به خوبی در مییابد كه هیچ صفحه از صفحات قرآن نیست كه در آن از اندیشه، فكر،تعقل، تدبر، دقت و عبرت و ... هم چنین عمل و رفتار، سعی و تلاش سخن یا سخنانی به میان نیامده باشد.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 آبان 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قسمت دوم
6. آنهایی كه اندیشه نكردند، بدتر از حیوانات و جهنمیاند. اندیشه و خردورزی است كه انسان را به سعادت دنیا و آخرت میرساند، امّا آنهایی كه از اندیشه بهره نبردند، در هر دو دنیا زیان كار خواهند بود، قرآن میفرماید: «و لقد ذر أنا جهنم كثیراً من الجن و الانس لهم قلوبٌ لا یفقُهون بها...؛ به طور مسلم گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ قرار دادیم، نشانه آنها این است كه عقل دارند ولی با آن نمیاندیشند، چشم دارند و با آن (با دقت) نمیبینند، و گوش دارند و با آن نمیشنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلكه گمراهتر! آنها همان غافلانند».[1] از این آیه به خوبی استفاده میشود كه رمز انسانیت انسان و برتری آن در اندیشیدن است و اگر نه با حیوان تفاوتی نخواهد داشت.
6. آنهایی كه اندیشه نكردند، بدتر از حیوانات و جهنمیاند. اندیشه و خردورزی است كه انسان را به سعادت دنیا و آخرت میرساند، امّا آنهایی كه از اندیشه بهره نبردند، در هر دو دنیا زیان كار خواهند بود، قرآن میفرماید: «و لقد ذر أنا جهنم كثیراً من الجن و الانس لهم قلوبٌ لا یفقُهون بها...؛ به طور مسلم گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ قرار دادیم، نشانه آنها این است كه عقل دارند ولی با آن نمیاندیشند، چشم دارند و با آن (با دقت) نمیبینند، و گوش دارند و با آن نمیشنوند، آنها هم چون چهارپایانند، بلكه گمراهتر! آنها همان غافلانند».[1] از این آیه به خوبی استفاده میشود كه رمز انسانیت انسان و برتری آن در اندیشیدن است و اگر نه با حیوان تفاوتی نخواهد داشت.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 مهر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قرآن كریم در ارتباط با انسان، مقاماتی را داراست مقام هدایت و رهبری، تذكر
و ارشاد و بشارت و انذار و غیره، از میان این مقامات، مقامی خاص وجود دارد
كه دو خصوصیت مهمّ را داراست:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قسمت اول
قرآن پیام حیاتبخش و جاویدانی است كه برای هدایت بشریت به سوی سعادت نازل شده است و انسانها را به علم، پاكی و صداقت فراخوانده، حیات طیبه را به آنها مینمایاند.
قرآن پیام حیاتبخش و جاویدانی است كه برای هدایت بشریت به سوی سعادت نازل شده است و انسانها را به علم، پاكی و صداقت فراخوانده، حیات طیبه را به آنها مینمایاند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قسمت دوم
در این دیدگاه چند نكته اساسی وجود دارد:
1 . قرآن كتاب «هدایت» انسان به سوی خدا است و این هدف اصلی قرآن است.
ادامه مطلب
در این دیدگاه چند نكته اساسی وجود دارد:
1 . قرآن كتاب «هدایت» انسان به سوی خدا است و این هدف اصلی قرآن است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
همان طور كه از لحاظ صنعتِ فصاحتْ و بلاغتْ و هنر ادبی، واژگان قرآن هم
آوای هم است و از لحاظ مبادی تصوّریْ[1] مفاهیم الفاظ قرآن هم سوی یكدیگر است و از جهت
مبادی تصدیقی[2]، مقاصد آیات قرآن هم سان هم است و بالاخره از
جنبه تفسیر ظاهر، مطالب قرآن مُفسِّر یكدیگر است، از جهت باطن نیز همة
معارف قرآنی در همة مراحل باطنی آنْ هم سوی یكدیگر بوده، مُفَسّر یكدیگر
است و هرگز اختلافی بین باطنها و مراحل درونی قرآن وجود ندارد؛ زیرا مراحل
درونی آن مانند مظاهر بیرونی آن كلام خداست و اگر از نزد غیر خدا تنزّل
مییافت حتما با هم اختلاف داشتند؛ بنابراین، سراسر مطالب قرآن از همه جهت
هماهنگ است؛ یعنی، هم ظاهرها با هم، هم باطنها با هم، هم پیوند هر ظاهر با
باطنِ برتر از خود همچنان محفوظ است. از این جا معلوم میشود كه اگر سیر
عمودی تفسیری بهرة مُفَسِّر درونبین شود، چنانكه اهل بیت وحی ـ علیهم
السلام ـ به آن آگاه بودهاند، با فنّ بدیع[3] و جذّاب تفسیر قرآن به قرآن میتواند از انضمام
باطنها با یكدیگر، بهرهی فراوانتر و والاتر ببرد. در این جا تذكر دو نكته
ضروری است:
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
قرآن كریم روح را از عالم غیب میداند و بدن را در قلمرو شهادت، و اصالت از
آن غیب است كه واسطهی فیض خدای سبحان بوده و مستفیضهای نشأه شهادت را
برخوردار مینماید، بنابراین اوصاف روح كه مهمترین آنها اعتقاد است اصل
بوده، و تأمین نیازهای بدن كه در گرو مسائل مالی و مادی است یعنی اقتصاد
فرع میباشد، گر چه تفكر اقتصادی و طرح و برنامهریزی دقیق مسائل پیچیدهی
آن جزء برجستهترین علوم به شمار میآید، لیكن هر علمی از آن جهت حاكی
معلوم است كه ارزش خود را از معلوم دریافت میكند، لذا علم خداشناسی و
پیامبرشناسی و امام شناسی و معادشناسی و مانند آن از اصول كلی اسلام چون
حاكی از عالم غیب و قلمرو روح است، ارزش والای خود را از آن معلومهای
ارزشمند كسب مینمایند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
بهترین معرّف برای شرح اوصاف قرآن كریم همانا خود قرآن مجید است و اگر در
سخنان عترت طاهره ـ علیهم السلام ـ توصیف قرآن مشاهده میشود باز به استناد
خود قرآن حكیم است، لیكن بهرهبرداری از آن به عهده همتای وی یعنی ثقل
اصغر میباشد كه به نوبه خود، قرآن ناطقاند، و در هیچ مرحله از مراحل كمال
هستی از قرآن جدا نبوده و قرآن نیز در هیچ مقام از مقامهای وجودی از آنان
جدا نخواهد بود، و اگر كمالی در قرآن باشد كه عترت طاهره ـ علیهم السلام ـ
فاقد آن باشد، یا كمالی در عترت طاهره ـ علیهم السلام ـ باشد كه قرآن حاوی
آن نباشد، اشكال جدایی این دو وزنهی وزین از هم لازم می آید كه روایت
متواتر نبی اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن را برای همیشه مردود میداند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 7 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
خداوند سبحان، عظمت قرآن را با تمثیلی چنین بیان میفرماید: « لَوْ
أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً
مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ
لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ »[1] یعنی، اگر ما این قرآن را بر كوه نازل میكردیم،
كوه با همة استحكامش، توان تحمّل آن را نمیداشت و از ترس و هراس خداوندی
كه گویندهی این كلام آسمانی است، متلاشی میشد. اینكه كوهِ استوار، توان
تحمّل قرآن را ندارد، برای آن است كه قرآن كریم، «تجلّی» ذات اقدس اله است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 تیر 1390 توسط محمد مختاری | نظرات ()
در معنای قرآن وجوه پنج گانه ای گفته شده است [1] كه می توان آن ها را به سه دسته تقسیم نمود:
ادامه مطلب

تبلیغات 

